محمد محسن مستوفى
54
زبدة التواريخ ( فارسى )
خبر به شاه اسمعيل رسيده جمعى از امرا با قدرى سپاه پيش فرستاده در بهار سنهء 917 ق 5 / 1151 م خود حركت كرده ، در منزل ساروقمش منصب وزارت را به مير سيد شريف ، صاحب حاشيه داده و امير الامرايى را كه با نجم ثانى بود ، به مير عبد الباقى داده ، چون به حوالى مشهد مقدس رسيدند ، تمور سلطان و عبيد خان هر دو از هرات گريخته به ماوراء النهر رفتند . خراسان را تماما به تصرف درآورده « 1 » ، ابدال بيگ دده را كه حاكم مرو بود ، رخت زنانه پوشانيده بر الاغى سوار كرده در اردو گردانيدند و موكب همايون روانه شده نزول اجلال را در دار السلطنهء هرات نموده ، به تجديد انتظام خراسان پرداخته ، هرات را به زينل خان شاملو و بلخ را به ديو سلطان روملو ارزانى داشته و خود مراجعت فرموده ، قشلاق را در آن سال در اصفهان فرمودند . واقعهء ديگر آمدن سلطان سليم خوندگار روم ، آنكه در بهار سنهء 1920 ق 1 / 1514 م سلطان سليم با لشكر بسيار و سپاه بىشمار و توپخانه و استعداد تمام به حدود آذربايجان آمده ، چون اين خبر به نواب اشرف رسيده ، تدارك سپاه و قشون قزلباش را ديده ، محمد خان استاجلو حاكم ديار بكر با قشون آنجا نيز آمده به اردو ملحق شده ، موكب همايون حرك كرده در منزل چالداران تلاقى فريقين شده ، در روز اول ماه رجب سنهء مزبور [ كه نهصد و بيست باشد ] « 2 » ، از اول طلوع صبح تا نماز پيشين آتش قتال و جدال مشتعل بوده قريب به پنج هزار كس از طرفين كشته شده ، جمعى از امراى قزلباش به قتل رسيده ، چون رومى توپخانهء « 3 » بسيار داشته قلعه از توپ و تفنگ بر دور خود تعبيه كرده ، قلعهء آهنى از توپ را قلعهء خود ساخته دسته به دسته از قلعه بيرون آمده جنگ مىنموده باز به قلعه مراجعت نموده ، دستهء ديگرى مىآمدند و همچنين در كنار آنها و سر راهها را زنجيرها كشيده ، همه جا توپها بسته « 4 » و تفنگچيان نشسته به مرتبهاى تنگ كرده بودند كه قزلباشيه عاجز شده ، ديگر صرفه در جنگ نديده توقف كرده مراجعت به تبريز كردند و از آنجا از راه درجزين به اصفهان آمده ، سلطان سليم نيز متعاقب به تبريز آمده ، شاه اسمعيل نيز در اصفهان خود را ساخته باز تدارك قشون و سپاه را ديد ، سلطان سليم « 5 » نيز دوازده روز در تبريز مانده خرابى بسيار كرده ، چون خبر حركت شاه اسمعيل رسيده ديگر توقف در تبريز نكرده ، مراجعت نموده نواب شاه اسمعيل به تبريز داخل شده در اين سال قشلاق در تبريز كرده .
--> ( 1 ) - آ : خراسان ، تماما به تصرف درآمده ( 2 ) - آ : درون قلاب افتاده است ( 3 ) - نم و د : طوپخانه ( 4 ) - نم و د : كشيده ( 5 ) - دو ملى : سليم افتاده است